میراثی از جنس قلم و فرهنگ
مهدی زارعی چمه را نمیتوان تنها یک روزنامهنگار یا کنشگر اجتماعی دانست؛ او نویسندهای متعهد و حقوقدانی دلسوز است که حاصل قلمش، گنجینهای گرانبها برای نسلهای آینده است. تألیف ۷ تا ۸ جلد کتاب نفیس با موضوعات مهمی مانند «نقش رسانهها»، «حجاب و امر به معروف»، و کتاب تأثیرگذار «سفلگی» که به نقد پدیدههای انحرافی میپردازد، بخشی از میراث مکتوب اوست. همچنین هزاران سرمقاله، مصاحبه و یادداشت از وی منتشر شده که بهراحتی میتوان آنها را در ۱۰۰ جلد کتاب مفصل گردآوری کرد. این حجم از تولیدات فکری، زارعی چمه را به یک نظریهپرداز رسانهای و یک منبع الهام برای روزنامهنگاران جوان تبدیل کرده است. جالب اینکه او توانسته خانوادهای رسانهای تربیت کند؛ همسر و فرزندانش نیز هرکدام مدیریت چندین نشریهی مستقل را بر عهده دارند و این یعنی گفتمان رسانهای در این خاندان نهادینه شده است.
🔻 جمعبندی و سخن پایانی؛ اسطورهای از جنس خدمت
مهدی زارعی چمه، یک استثنا در میان انبوه چهرههای رسانهای است؛ او از قلم تنها برای نوشتن استفاده نکرد، بلکه از آن بهعنوان سلاحی برای ساختن بهره برد. او با عینک واقعبینی و دوربین دغدغه، به جاهایی سر زد که نه راه داشت و نه روشنایی، و با نور رسانه، مسیر توسعه را به آنجا کشاند.
از کودکیِ متهورانه و سوارکاریِ عجیبش در روستای چمه، تا نوجوانیِ رشیدش در میدانهای جنگی سومار ومهران ودهلران شلمچه،فاو،سردشت،هویزه ام رساواروند، از افشای تندروهای چماقبه دست ومسولیت های متعدد تا آبادانی روستاهای بیهویتِ وفراموش شده مظلوم سرفیروزآباد،ودههاروستای دیگر از تألیف کتابهای ماندگار تا مدیریت ۲۰ رسانهی سراسری — همه و همه نشان از مردی دارد که هرگز از پای ننشسته و برای آسایش و سربلندی مردم زادگاهش، لحظهای دریغ نکرده است. او همواره خود را «مردی از پشت کوه حجرو بیستون» مینامد و با افتخار از این دیار سخن میگوید، اما امروز نام او فراتر از یک روستا، در تاریخ کرمانشاه و ایران، نه فقط بهعنوان یک روزنامهنگار تیزبین، بلکه بهعنوان مجاهدی اجتماعی، خستگیناپذیر و وطن دوست برای همیشه ثبت شده است. این حدیثی است که تا ابد در گوش زاگرس زمزمه خواهد شد.